سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در شهادت عون و محمد

شاعر : گروه شعری یامظلوم
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع
قالب شعر : غزل

با مـاجـرای رنج و غـربت آشـنـا من            دیگـر نمی‌خـواهم شوم از تو جدا من

هم تشنه‌ای، هم خسته‌ای، هم داغداری            باید که مـرگـم را بخـواهم از خدا من


بـا تـوست ای سالار زینب انـتخـابش            این دو گـلم قـربـانی‌ات گردند یا من؟

دارم در این صحرا دو دریا خونِ غیرت            از خونشان بر دست می‌گیرم حنا من

این دو به جای خود، اگر پایش بیفـتد            از جـنگ با لشگـر ندارم هیچ إبا من

من خوب می‌دانم که حساسی به مادر            پس خواهشم را رد نکن نگذار تا من

در قـتـل این دو گل تـعـلل کرد لشگر            بـیـرون بـیـایم تا مگر از خیمه‌ها من

«سر» پـای تو دادند و حالا سربلندم            قـربـانی دیگـر اگر خواهی بیا... من

ایـنجـا عـزیـزم غـیـر زیـبـایی نـدیـدم            لب به شکایت وا نکردم که: چرا من؟

از دیـدن شــرمـنـدگـی‌ات شــرم دارم            بـیـرون نـمی‌آیـم اگر از خـیـمه‌ها من

وقـتی که می‌آوردی آنـها را، لـباست            خاکی شده، قربان این رخت و عبا من

بگذَر از این دو، لحظه‌ای بنشین کنارم            به داغ اکـبـر گـریه کن هـمراه با من

بـالاسـر اکـبـر کـسی این را نـفـهـمید            تو بیشتر می‌سـوختی آن لحظه یا من

نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما پیشنهاد می‌کنیم به منظور انطباق مطالب با روایات مستند و معتبر و انتقال بهتر معنای شعر، بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید یک بیت نیز کلا حذف شد. ضمنا فراموش نکنیم موضوع آمدن حضرت زینب سلام‌الله‌علیها به نزد سیدالشهدا عليه‌السلام برای اذن میدان گرفتن محمد و عون است در هیچ مقتل معتبری نیامده و صحیح هم نمی‌باشد و لذا باید حتماً در قالب زبانحال خوانده شود در ثانی موضوع اجازه ندادن امام و قسم دادن حضرت زینب و ... را حتی در قالب زبان حال هم نمی توان بیان کرد زیرا طبق اسناد معتبر امام اصلاً مخالفتی برای به میدان رفتن این دو بزرگوار نداشتند. و نکته آخر اینکه این دو بزرگوار کودک نبودند بلکه جوانان رشیدی بودند و طبق روایات کتب معتبر همچون تاریخ الامم والملوک ج۵ ص ۴۴۷؛ الارشاد ج۲ص ۱۵۹؛ الـفتـوح ج۵ ص۱۱۱؛انساب الاشراف ج ۳ ص ۴۰۶؛ مُثیرُالأحْزان ۲۴۴؛ إعْلام الوَری ۳۴۶؛ بحارالأنوار ج۴۵ ص ۳۹؛ منتهی الآمال ۴۴۶؛ نفس المهموم ۲۷۶؛ مقتل امام حسین ۱۵۶؛ مقتل مقرّم۲۳۷؛ قمقام ۴۳۶؛ مقتل جامع ج۱ ص ۸۲۵ و ....  پس اذن گرفتن از امام جنگیده و تعداد بالایی از دشمنان را به درک واصل کرده اند. ضمنا طبق کتب مقاتل الطالبیین (ص۶۱) تَسْمِیَةُ مَنْ قُتِلَ مَع الحُسَینِ(ص۱۵۱) تَذْکِرَةُ الْخَواص(ص۱۷۶) تاریخ الامم والملوک(ص۴۶۹) تاریخ خلیفه (ص۱۴۵)، فُصُولُ المُهِمَّۀ (ص۱۴۵) الارشاد(ص۱۵۹) منتهی‌الآمال(ص۴۴۸) نفس‌المهموم(ص۲۷۱) مقتل مقرّم(ص۱۴۵) مقتل امام حسین(ص۱۵۶) قمقام (ص۴۳۶) پژوهشی نو در مقتل سیدالشهدا (ص۲۰۶) و دیگر کتب معتبر فقط عون فرزند حضزت زینب است و مادر محمد بن عبدالله؛ خوصا، دختر حفصةبن ثقیف است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.



پـهـلوی تو از "پـهـلـوی مادر" بگویم            این‌گونه حـتماً می‌شوم حاجت‌روا من



بـا تـوست ای سالار زینب انـتخـابش            طفلان من قـربـانی‌ات گردند یا من؟



در قـتـل طـفـلانم تـعـلـل کرد لـشـگر            بـیـرون بـیـایم تا مگر از خیمه‌ها من